محمد بن عبد الله بن عمر

89

خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )

به حق است ونصرت أو دادن بر همه واجب است ، وبا وى به غزو كفّار مىروم ، وشما را وصيت مىكنم كه اگر مرا بكشند ، مال وملك من به وى دهيد . به حضرت سيد ، عليه السلام ، آمد ومسلمان شد وبا كافران جنگ كرد تا شهيد شد . سيد ، عليه السلام ، فرمود : مخيريق خير يهود « 1 » . ومال أو جمله به سيد دادند وبيشتر صدقه‌ها كه در مدينه كردى از مال أو بودى « 2 » . حكايت چهارم - « 3 » در أحوال ومناظره كردن جهودان وترسايان با سيد ، عليه السلام حارث بن سويد منافق را « 4 » در جاهليّت ، با دو كس از أنصار ، عداوتى داشت ؛ وچون با مسلمانان به غزو أحد رفت ، ايشان را هر دو بكشت وبا كفّار گشت . سيد ، عليه السلام ، عمر را فرمود * تا أو را بكشد وهر جا كه باشد . از ترس عمر ، رضى اللّه عنه . بگريخت وبرفت به مكة . بعد از مدتي پيغام به برادر خويش جلاس فرستاد « 5 » وأو مسلمان بود كه اگر توبت كنم قبول باشد ، تا بيايم ومسلمان شوم . حق تعالى اين آيت فرستاد : كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْماً كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجاءَهُمُ الْبَيِّناتُ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ « 6 » . [ ديگر ] نبتل بن الحارث منافق [ بود ] « 7 » وپيوسته گفتى كه محمد گوشى هست ، از هر كه چيزى مىشنود ، قبول مىكند . أو را زود مىتوان فريفت . حق تعالى از قول أو خبر داد : وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ - إلى قوله - لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ « 8 » . چون آيت فرو آمد ، أو را پيش خود رها نكرد « 9 » ودر حقّ أو فرمود : من أحبّ أن ينظر إلى الشّيطان ، فلينظر إلى نبتل بن الحارث « 10 » . وآن نبتل سياه‌چهره وسرخ‌چشم وبد شكل بود . [ وديگر ] حاطب بن اميّهء منافق [ بود و ] پسرى مسلمان داشت . روز أحد أو را زخم بسيار زدند . مردم پرسش رفتند وأو را به شهيد تهنيت كردند . پدرش گفتى : اين مسكين را فريفته

--> ( 1 ) . گفتا : مخيريق بهتر يهود است . اين ترجمه از سيره ، ص 496 ، نقل شد . ( 2 ) . اين حكايت در سيره ، ص 495 و 496 ، آمده است . ( 3 ) . اين حكايت چهارم ، شامل دو حكايت است . ( 4 ) . در اينجا مانند بسيارى از جاهاى ديگر ، را علامت فاعل است . ( 5 ) . در أصل : پيغام به نزد أو فرستاد جلاس ، وبر طبق سيره ، ص 497 ، اصلاح شد . ( 6 ) . آل عمران 3 : 86 . ( 7 ) . كلمات داخل [ ] از سيره ، ص 497 ، نقل شد . ( 8 ) . توبه 9 : 61 . ( 9 ) . أو را پيش خود رها نكرد يعنى أو را اجازه نداد كه نزدش برود . ( 10 ) . گفتا : هر كه مىخواهد كه در شيطان نگاه كند ، گو در نبتل نگاه كن كه وى شيطان است . اين ترجمه از ص 498 سيره ، نقل شد .